|

جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز
سر مي نهم به پاي تو يا ايها العزيز
يك عمر ميله هاي قفس را شمر ده ام
با شوق دستهاي تو يا ايها العزيز
من سوگوار بر سر هر دار مي روم
شايد شوم فداي تو يا ايها العزيز
اين روز ها ز امدنت مژده مي رسد
بر دل رسد صداي تو يا ايها العزيز
اي كاش بشنوم به قنوت شما شدم
من شامل دعاي تو يا ايها العزيز
قلبم گرفته است به داد دلم برس
تا حس كنم صفاي تو يا ايها العزيز
محتاج تر ز دست و دل من نديده اي
هستم سگ گداي تو يا ايها العزيز
در ابتدا در دل من يك ظهور كن
جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز
|