|
      
اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه (س)
ليله قدر محمد (ص) فاطمه (س)
اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير
هم يتيم و هم فقير و هم اسير
وحي بي ايثار تو كامل نشد
هل اتي بي نان تو نازل نشد
مدح تو كي با سخن كامل شود
وحي بايد بر قلم نازل شود
اي كه در تصوير انسان زيستي
كيستي تو كيستي تو كيستي
از شب ميلاد تاآخر نفس
مصطفي (ص) يك دست را بوسيد و بس
آن هم اي دست خدا دست تو بود
اي برآن لبها و دست تو درود
عقل كل از كل هستي شد جدا
تا چهل شب كرد خلوت با خدا
اين چهل شب در سرش شور تو بود
بهر استقبال از نور تو بود
اي كه از سر تا به پا پيغمبري
بلكه هم پيغمبري هم حيدري
تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن
هر سه يك جانيد با هم در سه تن
بس تويي اي عرش حق را قا ئمه
هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه
بايد اينجا لب فرو بست از بيان
روز محشر قدر تو گردد عيان
صحنه محشر همه پا بست توست
اختيار نار و جنت دست توست
مهر تو روز قيامت هست ماست
ريشه هاي چادرت در دست ماست
روز محشر كار ما با فاطمه (س) است
نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است
از كرامت بر جبين ما همه
ثبت كن هذا محب الفاطمه
      
زهرا که مراد هر حسينی باشد
فرموده نبی قره العينی باشد
او خير کثير است به نامش سوگند
يک چشمه کوثرش خمينی باشد
      
روز ميلاد حضرت زهراست
روز پاک و خجسته و والاست
شاهکار خدا تجلي کرد
اين تجلي ولادت زهراست
نيست تنها زمين به وجد و سرور
شور و غوغا در عالم بالاست
صدف بحر آفرينش را
آبرويي از اين در يکتاست
پدرش مصطفي رسول خدا
مادر او خديجه کبراست
بي قرين بي قرينه تر خواهي
همسر او علي ولي خداست
مدح او از زبان حق جاريست
نص قران و کوثرش گوياست
زينب آن قهرمان کرب و بلا
دخت اين بانوی خجسته لقاست
شاه لب تشنگان حسين شهيد
دست پرورد اين مهين عظماست
مادر يازده امام مبين
دخت احمد شفيعه دو سر است
      
باغ شکوفه می کند به يمن نام فاطمه
سرو قيام می کند به احترام فاطمه
روز حساب ماه من، ز پرده می شود برون
حجاب اگر برافکند ز رخ امام فاطمه
سحر اگر ز چشم جان، نگه کنی به آسمان
سکه خورشيد زند فلک به نام فاطمه
دولت شب به سر شود، دور جهان دگر شود
تيغ کشد چو نور حق به انتقام فاطمه
بهار می رسد ز راه، می شکفد دوباره ماه
اگر به گوش باغها رسد پيام فاطمه
      
|