تبليغاتX
مركز اطلاع رساني المهدي
براي تعجيل در فرج بقية الله الاعظم ، حضرت مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف) صلوات  

مركز اطلاع رساني المهدي

 

علامه مجلسى عهدنامه‏اى از خليفه دوم براى معاويه در بحارالانوار آورده

كه ماجراى خود را با زهرا (عليهاالسلام) در آن حكايت كرده است.

در آن آمده: «به خانه على آمدم تا مگر او را به زبانى بيرون كشم.

به کنیز او فضه گفتم: به على بگو براى بيعت با ابوبكر بيرون آيد

كه مسلمانان بر خلافت او اجماع كرده‏اند.

 گفت: اميرالمؤمنين مشغول است. گفتم: اين را فراموش كن و به او بگو بيرون آيد

 و الّا داخل مى‏شويم و او را به اكراه بيرون مى‏آوريم.

فاطمه بيرون آمد. پشت در ايستاد و گفت: اي گمراهان دروغگو ، چه مى‏گوييد؟ و چه مى‏خواهيد؟

گفتم: فاطمه! گفت: عمر! چه مى‏خواهى؟! گفتم پسر عمويت را چه شده كه تو را

براى پاسخ فرستاده و خودش پشت پرده نشسته است؟

گفت: اى شقى! طغيان تو مرا بيرون آورد و حجت را بر تو تمام كرد...

گفتم: اين اباطيل و افسانه‏هاى زنانه را از سرت بيرون كن و به على بگو بيرون بيايد.

گفت : مورد احترام ما نيستى، عمر! مرا از حزب شيطان مى‏ترسانى؟

در حالى كه حزب شيطان بس ضعيف است.

گفتم: اگر على نيايد، هيزم مى‏آورم و خانه را به روى ساكنانش آتش مى‏زنم،

و آنان را به آتش مى‏كشم يا على را براى بيعت مى‏بريم. تازيانه قنفذ را گرفتم و زدم.

به خالد بن وليد گفتم: تو با مردان هيزم فراهم كنيد. خودم خانه را آتش مى‏زنم.

فاطمه گفت: اى دشمن خدا و دشمن رسول او و دشمن اميرالمؤمنين.

فاطمه دستهاى خود را پشت در گذاشت تا مرا از باز كردن در بازدارد خواستم در را باز كنم، نتوانستم.

پس با تازيانه به دستهايش زدم چنانكه دردش گرفت و من صداى ناله و گريه‏اش را مى‏شنيدم.

نزديك بود كه نرم شوم و از دم در بازگردم، اما كينه‏هاى على و حرص او به خون دليران عرب

 را به ياد آوردم... پس لگدى به در زدم كه فاطمه شكمش را به آن چسبانده بود و

پشت آن پنهان شده بود. چنان فرياد زد كه گمان كردم كه فريادش مدينه را زير و رو كرد

شنيدم كه گفت: پدر! يا رسول‏اللَّه! اينگونه با حبيبه و دخترت رفتار مى‏شود؟

 آه: فضّه! مرا بگير كه به خدا قسم جنين داخل شكمم كشته شد.

و شنيدم كه او را درد زايمان گرفته است. او به ديوار تكيه داده بود.

در را به داخل راندم و داخل شدم. به گونه‏اى در مقابلم ايستاد كه جلوى ديدم را گرفت.

از روى مقنعه چنان به گونه‏اش سيلى زدم كه گوشواره‏اش كنده شد و روى زمين افتاد.

على بيرون آمد. چون احساس كردم كه مى‏آيد، به سرعت بيرون دويدم و به خالد و قنفذ

 و كسانى كه با آن دو بودند، گفتم: از خطر بزرگى نجات پيدا كردم».

در روايت ديگرى آمده: «جنايت بزرگى مرتكب شدم و اينك بر خودم ايمن نيستم.

اين على است كه از خانه بيرون آمده. همه با هم طاقت او را نداريم. على بيرون آمد.

فاطمه دستانش را به سر برد تا آن را باز كند و از آنچه به او رسيده بود، از خداى بزرگ استغاثه كند.

على، پيراهنش را روى فاطمه انداخت و به او گفت:

 دختر رسول خدا! خداوند پدرت را براى جهانيان رحمت فرستاده است،

پس تو نيز، اى سرور زنان! براى اين خلق نگون‏بخت رحمت باش نه عذاب.

درد زايمانش سخت شد. وارد خانه شد و جنينى را سقط كرد كه على او را محسن ناميد.

حوادث بعد از آتش زدن در خانه امیرالمومنین:

بعد از آنكه به خانه حضرت زهرا (سلام‏اللَّه‏ عليها) هجوم آوردند، اميرالمؤمنين (عليه‏السلام)

كه به گفته سلمان، مى‏توانست با نيم‏نگاهى زمين و زمان را درهم پيچد و هستى‏شان را بگيرد،

به محاصره درآوردند و ريسمان به گردنش انداخته و با شدت هرچه بيشتر مى‏كشيدند.

 وقتى اميرالمومنين (عليه‏السلام) را با آن طرز فجيع و دلسوزانه براى بيعت اجبارى

با خليفه غاصب ابوبكر به مسجد مى‏بردند و آن بى‏احترامى‏ها را نسبت به حضرت روا داشتند،

اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) در تمامى مدت نگاهش را به در دوخته بود و كلامش را طول مى‏داد،

گويا منتظر است، تا شايد زهرايش از در رسد و او را از چنگال آنان برهاند.

زهراى (س) زخمى، زهراى خسته و تن به تاول نشسته همين كه از فرياد بچه‏ها

و اشکهاى زينب و ام‏كلثوم كه به صورتش مى‏ريخت براى لحظه‏اى به هوش آمد،

بلافاصله پرسيد « اين على؟ » فضه على كجاست؟ و تا شنيد كه او را به مسجد بردند تاب نياورد.

 گرچه توان ايستادنش نبود اما على را هم نمى‏توانست در چنگال دشمن تنها بگذارد.

بى‏درنگ به طرف مسجد دويد! نمى‏دانم كدام توان او را اينگونه برپا نگه داشته بود؟

همه فكرش على (ع) بود، در دلش هم درد خودش نبود، درد على (ع) بود،

او خوب مى‏دانست كه اگر دير برسد چه بسا ديگر هرگز امامش، على عليه‏السلام را نبيند.

در راه نمى‏دانم چند بار اما بارها از سر درد نشست! فضه و زنان بنى‏هاشم گردش را گرفته بودند.

 ناگهان تمامى نگاه‏ها به در دوخته شد. هان زهرا (س) آمد و چه به موقع،

با پيراهن رسول (ص) بر سر، و دست حسنين در دست، اما با بالى شكسته و چشمى پراشك.

فاطمه زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها)، چندين بار صيحه زد درد توانش را برده بود، گريه امانش نمى‏داد.

 همه چشمها به اشك نشست، صداى هق هق گريه مسجد را برداشت،

همه بر مظلومیت زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها) و مظلوميت على (عليه‏السلام) مى‏گريستند.

در و ديوار هم مى‏گريست ناگهان طنينى خدايى

در فضاى مسجد پيچيد گويا پيامبر است كه سخن مى‏گويد:

«خلو عن ابن عمى فوالذى بعث محمدا بالحق لئن لم تخلوا عنه لاشترن شعرى و لاضعن قميص

 رسول‏اللَّه على راسى و لاصرخن الى اللَّه تبارك و تعالى فما ناقه صالح باكرم على اليه منى

و لا الفصيل باكرم على اللَّه من ولدى».

رها كنيد پسر عمويم را، قسم به خدايى كه محمد را به حق فرستاد

 اگر دست از وى (اميرالمؤمنين عليه‏السلام) برنداريد سر خود برهنه كرده و

پيراهن رسول خدا را بر سر افكنده و در برابر خدا فرياد برخواهم آورد و همه‏تان را نفرين مى‏كنم.

به خدا نه من از ناقه‏ى صالح كم‏ارج‏ترم و نه كودكانم از بچه‏ى او كم‏قدرتر.

 المهدی



 


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 7:32 توسط سید مصطفی |


منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


السلام عليك ياحجة الله في ارضه
السلام عليك ياعين الله في خلقه
السلام عليك يا بقيةالله في الارضين
×××××××××××××
به مركز اطلاع رساني المهدي
خوش آمديد
براي بهرمندي از مطالب گذشته وبلاگ به قسمت (عناوين مطالب وبلاگ) مراجعه كنيد

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

آخرين پست هاي وبلاگ

مركز اطلاع ساني المهدي
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش چهارم
یا ایهاالعزیز
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش سوم
اخلاق و كردار حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
شعري در مدح امام رضا (عليه السلام)
چرا بايد نماز بخوانيم ؟
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش دوم
يا فاطمه اشفعي لي في الجنة
میلادباسعادت کریمه اهل بیت ، حضرت فاطمه معصومه (س) مبارک باد
مناسبت های ماه ذی القعده
اعمال عبادی ماه ذی القعده الحرام
شهادت رییس مذهب جعفری ، حضرت جعفر بن محمد الصادق برتمام شیعیان تسلیت باد
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش اول
نواب خاص امام زمان (عج)
السلام علي الائمه البقيع
القاب امام زمان (عج)
لينكهاي صوتي ويژه هفته دفاع مقدس
عید فطر مبارک
فرازهایی از دعای وداع امام سجاد با ماه رمضان

پيوند هاي روزانه

به چشم بی نياز پر اميدان زندگی زيباست
خدا کنه صاحبش (مهدی فاطمه) زودتر بیاد
اسلام حقیقی
الا که راز خدایی ... خدا کند که بیایی
در انتظار ظهور
منتظرم تا که او برگردد
انتظار ...
در انتظار عشق گمشده
روزهای انتظار
دل گویه های فراق
تا جمعه ی ظهور
منتظران یوسف فاطمه
عشاق المهدی
السلام علیک یا اباصالح المهدی
علائم ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
دلدادگان
عاشق مهدی
گل نرگس بیا
انتظاری سبز
مجمع منتظران ظهور
انتظار فرج
بوی گل نرگس
یا فارس الحجاز
حواریون حضرت حجت
مکتب المهدی
گل نرگس بیا
منتظران
جوانان منتظر المهدی زاهدشهر
انتظار منتظر
سربازان امام زمان (عج)
عاشق مهدی (عج)
مسافر زهرا (س)
هیئت محبان المهدی
یوسف گمگشته
منتظر ظهور
مهدویت (یامهدی)

پيوند ها

امکانات

طراح قالب