تبليغاتX

مركز اطلاع رساني المهدي

مركز اطلاع رساني المهدي

از عزيزاني كه آدرس وبلاگ شان از ليست پيوندهاي وبلاگ المهدي حذف شده است، لطفا در قسمت نظرات خبر بدهند تا دوباره لينك شوند.باتشكر  

     بر من لباس نوکری ام را کفن کنید

                                           نوکر بهشت هم برود باز نوکر است

 

  


+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388 ساعت 23:57 توسط سید مصطفی |

ایام مراسم

تاریخ

سخنران

عزاداری

شب اول

7 محرم
۳/۱۰/۸۸

جناب آقای پناهیان

[دانلود؛12مگابایت]

حاج منصور ارضی

[دانلود،4مگابایت]

شب دوم

۸ محرم
۴/۱۰/۸۸

جناب آقای علم الهدی

[دانلود،14مگابایت]

حاج محمدرضا طاهری

[دانلود،11مگابایت]

شب سوم

۹ محرم
۵/۱۰/۸۸

جناب آقای خاتمی

[دانلود،11مگابایت]

حاج سعید حدادیان

[دانلود،5مگابایت]

شب چهارم

۱۰ محرم
۶/۱۰/۸۸

جناب آقای انصاریان

[دانلود،14مگابایت]

حاج محمود کریمی

[دانلود،7مگابایت]

شب پنجم

۱۱ محرم
۷/۱۰/۸۸

جناب آقای صدیقی

[دانلود،11مگابایت]

حاج علی انسانی

[دانلود،15مگابایت]


+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388 ساعت 10:23 توسط سید مصطفی |

لینک های صوتی به مناسبت دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی

برای دانلود راست کلیک کرده و save target as را بزنید.

عنوان

زمان

دانلود

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

۰:۰۳:۲۵

دانلود

خجسته باد این پیروزی

۰:۰۸:۲۴

دانلود

22 بهمن روز از خود گذشتن 

۰:۰۴:۳۶

دانلود

بهمن خونین جاویدان

۰:۰۶:۳۷

دانلود

بوی گل سوسن و یاسمن آید

۰:۰۱:۵۷

دانلود

مسلمانان به پا خیزید

۰:۰۴:۱۱

دانلود

خمینی ای امام ، خمینی ای امام

۰:۰۴:۲۳

دانلود

به لاله ی در خون خفته

۰:۰۵:۱۴

دانلود

برخیزید

۰:۰۳:۱۱

دانلود

الله اکبر خمینی رهبر

۰:۰۴:۴۲

دانلود


+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ساعت 11:36 توسط سید مصطفی |

فرازهایی از زیارت اربعین :

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده که فرموده‏اند:

«در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی:

 سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او،

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید،

سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است.

آن‏گاه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند

 کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند

و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند.

در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛

 امام حسین علیه‏السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت

تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.

 

اولین زائر امام حسین (علیه السلام):

از عطیه روایت شده که در روز اربعین،

 با جابر بن عبداللّه‏ انصاری به زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام رفتیم.

وقتی به کربلا رسیدیم، جابر غسل کرده و بر سر قبر حضرت رفت و گفت:

 «دست مرا بر قبر گذار.» چون دستش به قبر رسید بی‏هوش شد

 و وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین،

سپس گفت: «آیا دوست، جواب دوست را نمی‏دهد؟

چگونه جواب می‏دهی در حالی که سرت را از بدن جدا کرده‏اند.»

 و گفت: «سوگند به خدا که ما نیز در آن جا حضور داشتیم.»

من گفتم: چگونه؟ در حالی که شمشیری نزدیم،

و این گروه مابین سرو بدن‏شان جدایی افتاده و اولادشان اسیر شده و ما ...،

جابر گفت: «از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان محشور می‏شود

 و هر که عمل مردمی را دوست داشته باشد، در عمل ایشان شریک شود.

همانا دوست ایشان به بهشت بازگشت نماید و دشمن ایشان به دوزخ بازگردد.

 


+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388 ساعت 12:12 توسط سید مصطفی |

المهدی

امام صادق علیه السلام می فرماید: «پدرم، امام محمدباقر علیه السلام همواره مشغول ذکر خدا بود.

 هنگام خوردن غذا ذکر خدا می گفت. وقتی با مردم صحبت می کرد،

 از یاد خدا باز نمی ماند و کلمه «لااله الاالله» همواره بر زبانش جاری بود.

سحرگاهان ما را به عبادت و شب زنده داری تا برآمدن آفتاب فرا می خواند.

 به آن دسته از اعضای خانواده که قرائت قرآن می دانستند،

 خواندن قرآن را دستور می داد و بقیه را به گفتن ذکر خدا سفارش می نمود.»

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
« افلح » خدمتکار امام ، می گوید :

«با محمدبن علی علیه السلام برای انجام مناسک حج بار سفر بستم.

وقتی رسیدیم و امام داخل مسجدالحرام شد و نگاهش به کعبه افتاد، شروع به اشک ریختن کرد.

 او با صدای بلند می گریست. تا جایی که شگفتی من برانگیخته شد

که چرا امام معصوم این گونه می گرید؟! گفتم: پدر و مادرم به فدایت باد!

مردم دارند شما را نگاه می کنند. اگر ممکن است کمی آهسته تر گریه کنید،

امام فرمود: وای بر تو! چرا صدایم را به گریه بلند نکنم

تا شاید مورد بخشایش و مهرورزی پروردگار قرار گیرم و در من نظر لطف کند

 و فردای رستاخیز به مهربانی و لطفش درآویزم.

سپس مشغول طواف خانه خدا شد و نزد مقام به نماز ایستاد.

هنگامی که نمازش پایان یافت به سجده رفت و آن هنگام که سر از خاکساری درگاه خدا برداشت،

سجده گاهش از اشک تر شده بود.  او در هر شبانه روز صد و پنجاه رکعت نماز می گزارد.»

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
امام صادق علیه السلام در بیان خدا ترسی پدر بزرگوارش می فرماید :

«پدرم نیمه های شب خدا را با سوز و گداز چنین می خواند؛

بارالها! خواندی، کوتاهی کردم، فرماندی، سرباز زدم، ببین،

اینک منم، بنده تو، سرافکنده به درگاهت و هیچ عذر خواسته ای ندارم».

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388 ساعت 19:39 توسط سید مصطفی |

1- ابوحمزه ثمالی از حضرت امام محمدباقر (علیه‎السلام) نقل می‌کند که فرمود:

چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین (علیهماالسلام) فرا رسید،

من را به سینه خود چسبانید و فرمود:

پسرم، تو را به چیزی وصیت می‎کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد.

او فرمود از ظلم به کسی که علیه تو یاری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.

2- از حضرت ابی الحسن (علیه‎السلام) نقل شده است

 که امام سجاد (علیه‎السلام) در هنگام وفات بیهوش شد.

سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:

حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و

ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.

سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین" و از دنیا رفت.

3- و در روایت دیگری آمده است:

امام زین العابدین (علیه‎السلام) پیش از وفات لحظه‎ای به هوش آمد و

 پارچه‎ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:

قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید. بعد پارچه را روی صورتش کشید و

جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 المهدي


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388 ساعت 8:12 توسط سید مصطفی |

«عبدالله بن الحسين» طفل شيرخوار امام حسين (عليه السلام) مشهور به «علي اصغر» بود.

نام مادرش «رباب» دختر «امرء القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن کعب بن عليم بن جناب بن کلب»

بود. مادر رباب «هند الهنود» دختر «ربيع بن مسعود بن مضاد بن حصن بن کعب بن عليم بن جناب»

 بوده است. در واقع «جناب» جد اعلاي پدري و مادري حضرت علي اصغر (عليه السلام) مي‌باشد.

عبدالله (عليه السلام) در مدينه النبي ولادت يافت.

 سماوي مي‌گويد: اين که برخي گفته‌اند علي اصغر در کربلا ولادت يافته است، چندان درست نيست.

 در مدح رباب همسر گرامي او شعري به امام حسين(عليه السلام) داده شده است:

«اعمرك انني لاحب دارا                          تكون بها سكينة والرباب

  احبهما و ابذل جل مالي                         و ليس لعاتب عندي عتاب»

«به جانت قسم، من خانه‌اي را دوست دارم که در آن سکينه و رباب باشند؛

آنها را دوست دارم و تمام مالم را براي آنها خرج مي‌کنم و

هرگز خسته کننده‌اي مرا خسته نخواهد کرد.»

امرء القيس سه دختر خود را در مدينه به ازدواج حضرت اميرالمومنين (عليه السلام)

و امام مجتبي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) در آورد

که عبدالله و سکينه حاصل ازدواج رباب با امام حسين(عليه السلام) است.

وداع امام با شيرخواره (عليه السلام)

اصفهاني و طبري و ديگران گزارش کرده‌اند: که امام حسين(عليه السلام) از حيات خود مأيوس شده بود.

يعني مي‌دانست كه ديگر آخر عمرش است. آن حضرت به سوي خيمه‌گاه بازگشت و

آل ابيطالب همگي به شهادت رسيده بودند. آن حضرت در برابر خيمه‌ها نشست تا قدري بياسايد.

طفل خود علي را طلب کرد تا با او وداع کند.

خواهرشان حضرت زينب (سلام الله عليها) آن شيرخواره را در دست گرفت و در دامان امام نهاد.

امام او را در دامن خود نشانيد و بوسيد.پس از آن فرمود: بعدا لهولاء القوم اذا كان جدك مصطفي خصمهم

اين قوم از رحمت الهي دور باشند، هنگامي که جدت مصطفي دشمن آنها باشد»

 سپس امام، علي را به سوي قوم آورده و براي او طلب آب کردند.


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 ساعت 0:47 توسط سید مصطفی |

المهدي


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388 ساعت 15:34 توسط سید مصطفی |

در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه همسر امام حسن (علیه السلام) به آنجا کشید

که پاره های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه های آخر،

همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت.

یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود

و چشم از چشم عمو، بر نمی داشت، قاسم (علیه السلام) بود.

کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود.

با نقشه ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند،

حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید که جرثومه فساد بود  مجبور به ترک مدینه شد.

در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند.

مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود که یزیدیان در زیر لباس های احرام،

شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند

بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان  که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده بود

 روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد.

کار کاروان سرگردان حسینی به کربلا کشید و در محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید.

اینک قاسم بن الحسن (علیه السلام)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده بود،

امام حسین (علیه السلام) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که

او را ”یا بنیّ“ - ای پسرکم - خطاب میکرد.

ابوحمزه ثمالی (ره) می گوید، از حضرت زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

چون شب عاشورا فرا رسید، پدرم تمامی اصحاب و یاران خود را جمع کرد و به آن ها فرمود:

ای یاران و پیروان من، تاریکی شب را مرکب خود قرار داده و جان خود را نجات دهید

که مطلوب این قوم ، جز من کسی نیست و ...

پس از امتناع آنان، آن حضرت فرمود: همانا فردا من کشته می شوم و همه کسانی که با من هستند،

 نیز کشته خواهند شد. و از شما احدی باقی نخواهد ماند ...

قاسم ابن الحسن (علیه السلام) که در این جمع حاضر بود، مشتاقانه پرسید:

آیا من هم کشته خواهم شد.

امام حسین (علیه السلام) با محبتی پدرانه به او فرمود: یا بنیّ، کیف الموت عندک

پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ و قاسم، بدون لحظه ای درنگ، پاسخ داد:

 یا عمّ احلی من العسل : عمو جان از عسل شیرین تر است.

امام حسین (علیه السلام) هم فرمود:

عمویت فدایت شود آری والله، تو یکی از مردانی هستی که در رکاب من به شهادت خواهی رسید.

روز عاشورا ، پس از آن که نوبت به قاسم ابن الحسن رسید، در خیمه ها ولوله ای دیگر بود

و میدان رفتن او تماشایی.

عاشورا به روايت لهوف:

راوی گفت: دیدم جوانی بیرون آمد که صورتش مانند پاره ماه بود، و مشغول جنگ شد.

همين که مقابل مردم ايستاد فريادش بلند شد:

ان تنکروني فانا ابن الحسن/ سبط النبي المصطفي الموتمن

مردم اگر مرا نمي شناسيد ، من پسر حسن بن علي بن ابيطالبم.

هذا الحسين کالاسير المرتهن / بين اناس لاسقوا صوب المزن

اين مردي که اين جا مي بينيد و گرفتار شما است، عموي من حسين بن علي بن ابيطالب است.

ابن فضیل ازدی چنان بر فرقش زد که سرش را شکافت و او با صورت به زمین افتاد و فریاد زد:

 عمو جان، به دادم برس.

امام حسین (علیه السلام) مانند باز شکاری از اوج، به کنار او فرود آمد و

همچون شیر خشمگین بر دشمنان حمله ور شد، شمیشری بر ابن فضیل زد که دست سپر شده

او از آرنج جدا شد، ابن فضیل چنان فریادی زد که همه لشکر شنیدند و

برای نجاتش تاختند که باعث شد بدن او زیر سم اسب ها بماند و به هلاکت برسد.

گرد و غبار که فرو نشست، امام حسین (علیه السلام) کنار قاسم (علیه السلام) ایستاده بود

در حالی که او از شدت درد پای بر زمین می سایید.

امام فرمود : از رحمت خدا دور باد گروهی را که تو را کشتند و

جدّ و پدرت در روز قیامت از آنان دادخواهی خواهند کرد .

سپس فرمود: به خدا قسم بر عمویت دشوار است که تو او را به یاری بخواهی و

او دعوت تو را اجابت نکند یا اجابت کند ولی به حال تو سودی نبخشد.

به خدا قسم امروز روزی است که برای عمویت کینه جو فراوان است و یاور اندک.

بعد از آن پیکر قاسم (علیه السلام) را به سینه گرفت و با خود به خیمه ها رساند و

 در میان کشتگان بنی هاشم قرار داد.


+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 8:20 توسط سید مصطفی |

امام حسین (علیه‏السلام) در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.

عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: وقتی امام (علیه‏السلام) به كربلا رسید، پرسید:

نام این سرزمین چیست؟ همین كه نام كربلا را شنید فرمود:

این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست.

این خبر را جدم رسول خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) به من داده است.

در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد"

را از ورود امام (علیه‏السلام) به كربلا آگاه نمود.

در این روز امام (علیه‏السلام) به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و

گروهی از بزرگان كوفه كه مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در كربلا آگاه كرد.

حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود.

اما ستمگران پلید، این سفیر جوانمرد امام (علیه‏السلام) را دستگیر كرده و به شهادت رساندند.

 زمانی كه خبر شهادت قیس به امام (علیه‏السلام) رسید، حضرت گریست

و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:

« اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ،

 اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ »

خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و

ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی

المهدی


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 11:35 توسط سید مصطفی |

اول محرم: آغاز سال هجری قمری

دوم محرم: ورود کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام به سرزمین کربلا

سوم محرم: خریداری بخشی از زمین کربلا به دست امام حسین (ع) .

این زمین ها همان مکانی است که قبر مطهر در آن قرار دارد.

            چهارم محرم: سخنرانی عبیدالله بن زیاد بر ضد امام حسین علیه السلام در مسجد کوفه

پنجم محرم : آماده باش سپاه  ابن زیاد برای چلوگیری از حرکت مردم کوفه

 به سوی کربلا برای یاری امام حسین (ع)

 ششم محرم : دعوت حبیب بن مظاهر از طایفه بنی اسد برای یاری امام حسین (ع)

 هفتم محرم : ممنوعیت استفاده از نهر فرات برای کاروان امام حسین (ع)

 به دستور عمربن سعد.

 هشتم محرم : دیدار امام حسین (ع) با عمربن سعد در کربلا.

 نهم محرم : تاسوعای حسینی در عصر روز نهم ،

شمر برای سه فرزند خواهرش  که حضرت ابوالفضل (ع) در شمار آنها بود ،امان نامه آورد ،

مشروط بر اینکه از یاری حسین (ع) دشست بردارند و سپاهش را ترک کنند.

حضرت عباس (ع) فرمود : «بریده باد دست تو و لعنت باد بر امانی که برای ما آورده ای» .

 دهم محرم : عاشورای حسینی و روز شهادت امام حسین (ع) به همراه یارانش

در صحرای کربلا به دست سپاهیان یزید.

همچنین در چنین روزی در سال 67 هجری ،عبیدالله بن زیاد به دست سپاهیان مختار به هلاکت رسید.

 یازدهم محرم : آغاز حرکت اسرا و اهل بیت امام حسین (ع) به شام.

 دوازدهم محرم : ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه .

سیزدهم محرم : شهادت عبدالله بن عفیف به  دست عبیدالله بن زیاد.

 نوزدهم محرم : حرکت کاروان اسیران کربلا از کوفه به شام.

 بیست و ششم محرم : در سال 64 هجری ،سپاهیان یزید بن معاویه مکه را

محاصره  و کعبه را سنگ باران کردند .

 المهدی


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 10:41 توسط سید مصطفی |

عایشه روایت کرده است : حضرت حسین بن علی بر پیامبر گرامی وارد شدند

در حالیکه حضرتش وحی الهی در می یافته اند،

 حسین به سوی پیامبر جستند و بر روی شانه های ایشان جای گرفتند.

 جبرئیل به حضرتش عرض کرد: آیا او را دوست داری ای محمد؟

حضرت فرمودند چرا او را دوست نداشته باشم؟

جبرائیل گفت پس بدرستیکه بزودی امت شما پس از شما ایشان را خواهد کشت و

 جبرئیل دست خویش دراز کرد و خاک سفیدی آورد و گفت در این سرزمین پسرت کشته خواهد شد 

 اسم آنجا سرزمین "طف" است و هنگامی که جبرائیل از نزد رسول خدا رفت

 همان خاک در دست مبارکشان بود  بر آن خاک  گریه می کردند و

می فرمودند : ای عائشه بدرستیکه جبرائیل به من خبر داد که

پسرم حسین در سرزمین "طف" کشته خواهد شد و

امت من گرفتار فتنه و آزمایش الهی قرار خواهند گرفت،

سپس به سوی جمعی از صحابه که در میان آنان حضرت علی امیرالمومنین (ع) ، ابوبکر، عمر،

 حذیفه، عمار و ابوذر بودند، رفتند در حالیکه اشک می ریختند آنان تا این صحنه را دیدند

 به سوی ایشان آمدند و عرض کردند: چه چیزی باعث گریه شما شده است ای پیامبر گرامی؟

حضرت در پاسخ آنان فرمودند:

جبرائیل برای من خبر آورد که پسرم حسین پس از من کشته خواهد شد در سرزمین "طف"

و او همراه خود این خاک را برای من آورد، جبرائیل به من خبر داد که همان وادی طف محل شهادت

پسرم حسین است.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 9:31 توسط سید مصطفی |

یکی از مشهورترین مساجد اسلامي، مسجد سهله  است که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب

 در كوفه در سمت شمال غربی مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته‌ شده‌ است.

این مسجد یکی از کهن‌ترین مساجد منتسب به حجة ابن الحسن، امام دوازدهم، شیعیان است.

 در بخش‌های مختلف صحن مسجد محراب‌هایی ساخته شده ‌است

 که به نام پيامبران و اهل بيت نامگذاری شده‌اند و در اصطلاح آن‌ها را مقام می‌خوانند.

این مقامها عبارتند از:

۱. مقام ابراهيم: این مقام در جهت شمال غربی و بین دیوار غربی و شمالی قرار دارد.

 در روایتی آمده ‌است این مسجد، خانه ابراهيم بوده ‌است که از آنجا به سمت قوم «عمالقه» رفت.

۲. مقام يونس: این مقام در جهت جنوب غربی بین دیوار جنوبی و غربی قرار دارد.

۳. مقام ادريس: این مقام در بین دیوار شرقی و شمالی قرار دارد.

این مقام را مقام عيسي هم می‌نامند. این قسمت از مسجد به «بیت‌الخضر» هم معروف است.

۴. مقام صالح: این مقام در سمت شرقی بین دیوار جنوبی و شرقی قرار دارد

که به مقام صالحین، انبیا و مرسلین معروف است.

۵. مقام امام سجاد (ع): این قسمت در میانه مسجد کمی مایل به سمت شرقی قرار دارد.

۶. مقام امام صادق(ع): این مقام درست در وسط مسجد است. براساس روایات تاریخی،

امام صادق (ع) مدتی در آنجا اقامت کرده و به عبادت و دعا مشغول بوده است.

۷. مقام امام زمان(عج): این مقام هم در قسمت میانی مسجد، کمی مایل به سمت جنوب،

 در بین مقام‌های امام سجاد و يونس قرار دارد.

در احادیث فراوانی اشاره شده‌است که مکان اقامت حضرت مهدي(عج)

 در زمان حکومتش، مسجد سهله خواهد بود.

ابوبکر حضرمی از امام محمد باقر (ع) در رابطه با

فضیلت‌ترین محل بعد از كعبه و مسجد النبي سوال می‌کند و وی می‌گوید:

«ای ابابکر! کوفه‌است که پاک و پاکیزه ‌است، و قبور پیامبران مرسل و غیرمرسل در آن است،

و قبور صالحان و صدّیقان در آن است، و مسجد سهله در آن است که:

خداوند، هیچ پیامبری مبعوث نکرده، جز این که در آن نماز گزارده‌است.

عدالت خداوند در آن جا ظاهر می‏شود. خلیفه‏ی قائم به حق خداوند،

و دیگر قائمانبعد از او نیز در آن جا خواهند بود.

 آن جا اقامت‏گاه پیامبران، و اوصیای پیامبران و صالحان است.

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ساعت 7:26 توسط سید مصطفی |

المهدی


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 10:14 توسط سید مصطفی |


منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


السلام عليك ياحجة الله في ارضه
السلام عليك ياعين الله في خلقه
السلام عليك يا بقيةالله في الارضين
×××××××××××××
به مركز اطلاع رساني المهدي
خوش آمديد
براي بهرمندي از مطالب گذشته وبلاگ به قسمت (عناوين مطالب وبلاگ) مراجعه كنيد

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

آخرين پست هاي وبلاگ

مركز اطلاع ساني المهدي
سخنرانی و مداحی در حضور رهبری ------- محرم 88
لینک های صوتی به مناسبت دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی
اربعین
ولادت امام محمد باقر (علیه السلام) بر همگان مبارک.---- عبادت و پارسایی امام باقر(ع)
امام سجاد (عليه السلام) در واپسين دقايق عمر
علي اصغر (سلام الله عليه)
كربلا كربلا ، اللهم ارزقنا
قاسم بن الحسن (سلام الله عليه)
روز دوم محرم
روز شمار محرم
پیشواز محرم (نقل شهادت امام حسین(ع) از زبان جبرئیل برای پیامبر)
مسجد سهله
فرارسیدن عید غدیر خم، روز کامل شدن دین و به اتمام رسیدن نعمت مبارک باد
واقعه غدیر
جلوه گه عشق
ميلاد باسعادت دهمين اختر تابناك امامت و ولايت حضرت علي بن محمد الهادي (ع) مبارك باد.
السلام عليك يا علي بن محمد الهادي (عليه السلام)
نگاهي گذرا به ابعاد شخصيتي امام هادي (عليه السلام)
عيد قربان ، روز تجلي حج ابراهيمي بر تمام مسلمين مبارك باد.

وبلاگهاي مهدوي

عاشقان روی یار
آخرین منجی
به چشم بی نياز پر اميدان زندگی زيباست
خدا کنه صاحبش (مهدی فاطمه) زودتر بیاد
اسلام حقیقی
الا که راز خدایی ... خدا کند که بیایی
در انتظار ظهور
منتظرم تا که او برگردد
انتظار ...
در انتظار عشق گمشده
روزهای انتظار
دل گویه های فراق
تا جمعه ی ظهور
منتظران یوسف فاطمه
عشاق المهدی
السلام علیک یا اباصالح المهدی
علائم ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
دلدادگان
عاشق مهدی
گل نرگس بیا
انتظاری سبز
مجمع منتظران ظهور
انتظار فرج
بوی گل نرگس
یا فارس الحجاز
حواریون حضرت حجت
مکتب المهدی
گل نرگس بیا
منتظران
جوانان منتظر المهدی زاهدشهر
انتظار منتظر
سربازان امام زمان (عج)
عاشق مهدی (عج)
مسافر زهرا (س)
هیئت محبان المهدی
یوسف گمگشته
منتظر ظهور
مهدویت (یامهدی)

پيوند ها

امکانات

طراح قالب


اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم